
رصد، مصطفس جهانگیر فیض آبادی/ فرهنگ در کشور کانادا بخش پویای اقتصاد آن است. در سند استراتژی تجارت جهانی کانادا در سال 2005 آمده است: ما در صنایع مختلف ترجیح می دهیم عمدتا تولید کننده و صادر کننده باشیم تا وارد کننده محض، اما در صنایع فرهنگی ضرورت دارد که ما وارد کننده نباشیم. وارد کننده و مصرف کننده فرهنگ دیگران بودن به هیچ وجه پذیرفتی نیست.
نعمت الله سعیدی/ تلویزیون ما که ایران را در تهران خلاصه کرده و تهران را در تجریش و شهرک غرب و فوق آخر لواسانات، در واقع بخش عمدهای از الگوهای زندگی خانوادگی را حذف و غالباً تنها انواع معدود و خاصی را تبلیغ و ترویج میکند. اما همین الگوهای معدود نیز کامل و واضح نیست. البته در تلویزیون انواع مختلفی از برنامهها ساخته و پخش میشود. از برنامههای خبری گرفته تا میزگرد و بحث کارشناسی و مستند و غیره. اما در این بین باید توجه داشت که برنامههای نمایشی (فیلم و سریال) اهمیت ویژهای دارند.
به نظر می رسد صداوسیما راحتترین راهِ ممکن را برای ساکت کردن معترضان انتخاب ی کند. اقدامی که مسبوق به سابقه است و قبلا هم بر سر «پارک ملت» و شهیدیفر آمده بود.
فریدون جیرانی بعد از دو سال اجرای برنامه «هفت» فقط دو کلمه دربارهی سینمای روشنفکری، طبقه متوسط و برجهای شمال تهران و … صحبت کرد که باعث برکناری خودش و تغییر و تحول برنامه هفت شد! تقریبا بیشتر انتقادها و اعتراضات به او، به خاطر این بود که چرا سلیقهی خودش را از رسانهی ملی به مخاطب القا کرده و سیاستهای فرهنگی نظام را زیر سوال برده؟
سید عباس صالحی/ مهرجویی با آثار سینمایی گسترده و متنوعاش، یک «مولف سینمایی ایران» است و او را بخشی جدی از سینمای ایران باید دانست، نوشتههای تصویریاش را میتوان پسندید یا نپسندید اما نمیتوان ندید!
به نظر میرسد که این محور ارجاعی، که تاثیرگذار در چیدمان منزل و نیز آشغالزدایی از محیط است، با عقل و فطرت سلیم سازگار است و حرف و سخنی در آن نیست، (هرچند آیا میتوان به گونهای مبالغهآمیز هر چیزی را اضافه و به درد نخور دانست و آن را در آشغالدونی انداخت، حتی عکس و آلبوم اجدادی را؟ در فیلم نارنجیپوش چونان باوری تلقین میشود که میتوان در باب آن اندیشید) اما سخن اساسی آن است که تمامی نگرش باستانی فنگشویی در این نکته خلاصه نمیشود. آیا فیلمساز تمامی باورهای فنگشویی را قبول دارد؟ و اگر قبول دارد حق دارد که در فیلم عمومی، باور خود را چونان تبلیغ کند که مخاطب عام هم آن را مثل یک تبلیغ ایدئولوژیک پذیرا گردد؟
رصد، مصطفی جهانگیر فیض آبادی/ نظام پذیرش و ارزیابی پیشنهادات نیروهای فرهنگی، زمینهساز مشارکت فکری این نیروها با مدیریت سازمان بوده و یکی از پایههای اصلی مدیریت مشارکتی در حوزه فرهنگ قلمداد میشود. فلسفه وجودی و هدف اصلی نظام پیشنهادات، استقرار و نهادینهسازی روحیه عارضهیابی، حل مشکل، عادت گریزی و توجه به بهبود مستمر در میان نیروهای فرهنگی مرتبط با سازمان فرهنگی است. نظام پیشنهادات با فعال نمودن نیروهای فرهنگی در شناسایی و رفع مشکلات و مسائل سازمانی، زمینهساز صرفهجوییهای هزینه ای و زمانی برای سازمان میباشد.
این تصور که یک نقطه باید بر مسائل فرهنگی تمرکز داشته باشد مشکل را چند برابر میکند، چون در این صورت ناچار خواهیم بود که فرهنگ را کوچک کنیم تا مسئولین بتوانند بر آن اشراف پیدا کنند، در حالی که ما باید به سمت اندیشهای برویم که در دنیا تثبیت شده و قبل از آن در تفکر دینی ما هم بوده است…
پیگیری سرانجام مصوبات فرهنگی و عدم اجرایی شدن اغلب آنها موضوعی است که همواره در بین اهالی فرهنگ و نهادهای بیشمار متولی امر فرهنگ مطرح شده و متأسفانه در اکثر موارد راه به جایی نبرده و ابتر مانده است. همین امر ما را بر آن داشت تا در این رابطه گفتو گویی با «دکترحسن بنیانیان» استاد دانشگاه و رییس سابق حوزهی ترتیب دهیم و ضمن طرح مسئله به دنبال کشف راهکاری برای برون رفت از شرایط موجود باشیم.
همانند جشنواره فیلم فجر برای اهالی سینما، نمایشگاه کتاب هم حکم تحویل سال اهالی حوزه کتاب را دارد که اغلب برنامه های کاری خود را بر اساس انی رویداد در میانه اردیبهشت ماه هر سال تنظیم می کنند. قریب به ربع قرن از برگزاری نخستین نمایشگاه کتاب می گذرد. بر تعداد بازدیدکنندگان و شرکت کنندگان نمایشگاه افزوده شده است، اما کمترین چالش های نمایشگاه کتاب همچنان پابرجاست. به خصوص با انتقال محل برگزاری آن به مصلای نیمه کاره تهران بر چالش های درونی این نمایشگاه تا حدی افزوده شده است. . .