جواد نوائیان رودسری – اگر چه دیکتاتور روانی لیبی، معمر قذافی، ضمن توهین به سید موسی، مدعی شد که او در لیبی نیست، اما ربوده شدن سید و همراهانش، چنان اظهر من الشمس بود که حتی دادگاههای اروپایی نیز برآن صحه گذاردند. امام خمینی از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی همواره به دنبال تعیین سرنوشت و رهایی او بود و همواره. . .
« …. وحدت و هویت بخشیدن به شیعه لبنان و ایجاد هم زیستی و احترام متقابل میان پیروان ادیان و طوایف سیاسی در آن کشور از سویی و صراحت در معرفی رژیم غاصب صهیونیست به عنوان «شر مطلق» و اعلام حرمت همکاری با آن از سوی دیگر و بالاخره ابراز ارادت و صمیمیت نسبت به رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، در عرصه فرهنگی و نوشتاری و چه با همکاری با عناصر مبارز ایرانی در مدتی طولانی، از این عالم بزرگوار که فرزند حوزه علمیه قم و بازمانده یکی از خاندانهای بزرگ علمی در جهان تشیع است، شخصیتی همه جانبه پدید آورده بود و چنین بود که امام راحل بزرگوار ما دلبستگی و تکریم خود به این شخصیت معزز را از اوایل پیروزی انقلاب با بیانات گوناگون ابراز داشتند. یقینا محروم شدن صحنه لبنان از حضور چنین عنصر ممتاز و ارزشمندی یک خسارت بزرگ بوده و هست که متأسفانه عکس العمل مناسب خود را از سوی مدعیان طرفداری از حقوق بشر دریافت نکرده و امیدواریم بی خبری ها در این قضیه با همت صاحبان همت و مسئولیت پایان یابد.»بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب به همایش علمی امام موسی صدر ۸/۳/۱۳۷۸
یکی از بزرگترین دستاوردهای تعالیم الهی اسلام، تعلیم و پرورش انسانهایی است که پهنه ای به وسعت یک تاریخ را پوشش می دهند و از خود آثاری به جای می گذارند که حیات و هویت یک ملت را تغییر می دهد . اسلام از بدو ایجاد، به دست با کفایت نبی مکرم اسلام (ص) همواره پرورشگاه روحهای بزرگ و اندیشه های سترگ بوده است ؛ اندیشه هایی که در دوران معاصر، نامهای دل انگیزی چون سید جمال الدین اسدآبادی، اقبال لاهوری ، علامه امینی، امام خمینی (ره) و … را در یاد و خاطر هر مسلمان و حتی غیر مسلمان مسئول و آگاه و آزاده ای می نشاند و سید موسی صدر یکی از این نام هاست .
امام موسی صدر، در ۱۴ خرداد سال ۱۳۰۷ شمسی در شهر مقدس قم پا به عرصه گیتی گذارد . پدرش آیت ا… العظمی سید صدرالدین صدر از مراجع بزرگ زمان خود، جانشین شیخ عبدالکریم حائری، زعیم و بنیانگذار حوزه علمیه قم، و یکی از ارکان حوزه به شمار می آمد. جد مادری امام موسی صدر، آیت ا… العظمی سید حسین طباطبایی قمی بود و تربیت و رشد سید موسی در چنین خاندان نورانی و سترگی شکل گرفت.او دوران کودکی را در قم گذراند و پس از پایان سیکل اول، وارد دبیرستان سنایی شهر قم شد و هم زمان با تحصیل در دبیرستان، دروس حوزوی را آغاز کرد و از محضر اساتید بزرگی نظیر امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی(ره) و آیت ا… بروجردی بهره برد.
در سالهای حضور در نجف، امام موسی صدر، سفری به لبنان کرد و در آنجا با مرجع دینی شیعیان آن سامان، یعنی مرحوم علامه سید شرف الدین دیدار کرد. علامه با دیدن او گویی گمشده ای را یافته است؛ گمشده ای که می تواند پس از او زعامت شیعیان محروم و مظلوم لبنان را به دست گیرد و آن را به سوی سر منزل مقصود هدایت کند؛ این بود که به فرزندانش وصیت کرد پس از او به دنبال سید موسی صدر بروند و او را برای هدایت و زعامت شیعیان به لبنان بیاورند. با رحلت علامه، فرزندانش به ایران آمده و وصیت او را مطرح ساختند و امام صدر با توصیه بزرگان حوزه علمیه قم، نظیر آیت ا… بروجردی، این مسئولیت را پذیرفت و به همراه خانواده به لبنان هجرت کرد؛ هجرتی که سرآغاز یک تحول عمیق در لبنان بود.
اوضاع لبنان با همه جا فرق می کرد، کشوری کوچک که حجم وسیعی از اقوام را در خود داشت. تلاقی ادیان بزرگ، هم مرزی با رژیم اشغالگر قدس، غربزدگی و استحاله عجیب فرهنگی، که ثمره دوران استعمار فرانسه بود، مطبوعات پر حجم و تأثیر گذار در منطقه، همه و همه، از ظرفیتی بالا خبر می داد که سید خوش سیمای ایرانی می توانست از آنها در جهت معرفی مکتب اهل بیت بهره ببرد و اندیشه اسلامی و شیعی را به رخ همگان بکشاند، اما در کنار همه این ظرفیتها، لبنان کانون مصیبت شیعه نیز بود. استعمارگران پیش از ترک ظاهری لبنان، معادله را به گونه ای ترتیب داده بودند که شیعیان به پست ترین طبقه اجتماعی لبنان بدل شوند. همه چیز در اختیار اقلیت مسیحی و پس از آن مسلمانان سنی مذهب بود، آنها برای خود مجلس و تشکلهای قانونی داشتند و از طریق آنها می توانستند منافع و مصالح خود را پیگیری کنند، اما شیعیان، که اکثریت را تشکیل می دادند از کمترین حقوق نیز برخوردار نبودند، در نظام اداری رشد نمی کردند، در ارتش به رتبه های بالا نمی رسیدند و مشاغل آنها عموما دست فروشی و کارگری بود، آنها از درآمد سرشار توریستی که به لبنان سرازیر می شد سهمی نمی بردند. از همه اینها اسف انگیز تر وضعیت فرهنگی شیعیان لبنان بود. فقر مادی و فرهنگی موجب فساد گسترده ای در میان شیعیان شده بود. شهید چمران در یادداشتهای خود از لبنان با تلخی از این اوضاع سخن می گوید؛ وضعیتی که در آن جوانان شیعه چنان از شرایط سرخورده بودند که همواره نسبت و اتصال خود را با شیعه انکار می کردند و می کوشیدند تا خود را در محیطهای تحصیلی و کاری یک غیر شیعه نشان دهند و سید موسی صدر آمده بود تا برای این شرایط چاره ای بیندیشد.
امام موسی صدر در گام نخست تمام لبنان را زیر پا گذارد، از شمال تا جنوب را طی طریق کرد، با مردم و دردهایشان آشنا شد. او مشکل فقر را عمده ترین عاملی دانست که بر حیات مادی و معنوی و هویت انسانی طبقه فرودست لبنان ضربه می زند، به همین دلیل حل موضوع فقر را در دستور کار قرار داد. جمعیت نیکوکاری ( البر و الاحسان ) که از زمان علامه شرف الدین بنیان نهاده شده بود به دست او گسترش یافت و از مردم خواسته شد تا به هیچ وجه به متکدیان پولی پرداخت نکنند، این در شرایطی بود که پدیده گدایی در لبنان به ویژه بخشهای شیعه نشین جنوب بیداد می کرد و اصولابه صورت یک شغل درآمده بود. امام موسی صدر کمک ها را هدفمند کرد و از آنجا که می دانست برای سیر کردن دائمی یک انسان باید به او ماهیگیری یاد داد، با تأسیس مدرسه صنعتی جبل عامل یتیمان شیعه را تحت تعلیم قرار داد و حرفه های مفید را بدان ها آموخت، او مدیریت این مدرسه را به شهید دکتر مصطفی چمران سپرد، انسانی که وارستگی و ایمان او در ایران بر کسی پوشیده نیست . امام موسی کوشید تا با تأسیس «خانه دختران» ( بیت الفتات ) هدایت و تربیت دختران شیعه را نیز هدفمند کند. در این مکان حرفه هایی نظیر پرستاری و قالی بافی به دختران آموزش داده می شد و با ایجاد شغل برای آنها، ضمن رها کردن آنها از پدیده مذموم فقر ، هویت ، کرامت و شرافت آنها نیز حفظ می گردید. با این شیوه ها سید موسی صدر توانست در عرض دوماه پدیده گدایی را از شهر صور براندازد و مسیر را برای تعالی شیعه هموار کند . از طرف دیگر ، مراکز تأسیس شده تنها محل رجوع شیعیان نبود ، بلکه نیازمند سنی و حتی مسیحی نیز بدان مراجعه می کردند و از این طریق وجهه شیعیان و رهبر آنها در نظر عموم مردم لبنان رنگ و بویی تازه می یافت ، اما این تنها آغاز کار بود .
رژیم صهیونیستی و مسئله فلسطین یکی از دغدغه های اصلی امام موسی صدر بود. هم مرزی لبنان با سرزمین های اشغالی از یک سو، و حضور برخی طوایف که از اسرائیل خط می گرفتند از طرف دیگر، مسئله رژیم صهیونیستی را به عنوان یک موضوع امنیتی برای لبنان مطرح می کرد؛ در کنار آن سکونت آوارگان فلسطینی، به ویژه در جنوب لبنان، باعث شده بود که اسرائیل گاه و بیگاه و بدون رعایت موازین بین المللی این مناطق را بمباران کند و در کنار کشتار فلسطینی ها، تعداد زیادی از لبنانی ها و به ویژه شیعیان را نیز به خاک و خون بکشد. در برابر این تعرضات، گروههایی از طوایف لبنان و به ویژه فالانژها، با چراغ سبز رژیم صهیونیستی، فلسطینیان را عامل این مشکل دانسته و گاه بیگاه به آنها تعرض می کردند. امام موسی صدر با درک عمیق خود دریافته بود که از کنار هر دو موضوع نمی توان به سادگی گذشت. او نخست به حمایت از فلسطین و مبارزان آن پرداخت و با «شر مطلق» خواندن اسرائیل و اعلام حکم شرعی حرمت همکاری با آن، هر کسی را که در برابر آن بایستد خیر مطلق دانست. او با عبا و محراب و منبرش به دفاع از نهضت فلسطین برخاست، اما با نگاهی حکیمانه ، به این موضوع اعتقاد راسخ داشت که آزادی قدس با شعارهای عربی محقق نخواهد شد. وی خطاب به یاسر عرفات ، در یک جلسه عمومی و با شور و حالی زاید الوصف اعلام کرد:« این را بدان ای ابوعمار (یاسر عرفات ) ! شرف قدس اجازه نخواهد داد که این سرزمین به دست غیر مؤمنین آزاد گردد.»
در کنار موضوع فلسطین ، امام موسی صدر در اندیشه دفاع از جنوب لبنان نیز بود، او با تشکیل واحدهای نظامی امل، جوانان شیعه را تحت آموزش های نظامی و عقیدتی خاص قرار داد و عملا یک نیروی نظامی مکتبی را برای مقابله با اسرائیل به وجود آورد؛ این گروه تحت سرپرستی شهید چمران قرار داشت .
امام موسی صدر در ۹ شهریور سال ۱۳۵۷ در لیبی ربوده شد. اگر چه دیکتاتور روانی لیبی، معمر قذافی، ضمن توهین به سید موسی، مدعی شد که او در لیبی نیست، اما ربوده شدن سید و همراهانش، چنان اظهر من الشمس بود که حتی دادگاههای اروپایی نیز برآن صحه گذاردند. امام خمینی از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی همواره به دنبال تعیین سرنوشت و رهایی او بود و همواره از این موضوع احساس تأثر و نگرانی می کرد. اما مشکل ربوده شدن وی تا امروز لاینحل باقی مانده است، مشکلی که تنها در سایه یک همت ملی و فرا ملی و عنایت دولت اسلامی میسر و ممکن خواهد شد، این موضوع زمانی جدی و قابل تأمل است که بدانیم امام موسی صدر در درجه اول یک ایرانی و تبعه ایران بوده و از وظایف هر دولتی ، حمایت از اتباع خود در هر نقطه از جهان است .
روز ۹ شهریور سال ۱۳۵۷ ، خبری کوتاه ، بهت و حیرانی را بر چهره مردم لبنان و دوستداران امام موسی صدر نشاند و آنها را در غمی سنگین فرو برد . خبر حکایت از ناپدید شدن امام موسی صدر و همراهانش در بازگشت از سفر لیبی داشت . ابتدا انگشت اتهام به سوی شاه ایران ، ساواک و عوامل موساد نشانه رفت ، اما اندکی بعد معلوم شد که عامل اصلی این ماجرای غم انگیز کسی جز معمر قذافی ، نیست . او مدعی بود که سید موسی لیبی را ترک کرده و به ایتالیا رفته است ، اما اسناد حکایت از آن داشت که امام موسی صدر اصولا لیبی را ترک نگفته و در آن کشور به دست عوامل قذافی بازداشت شده است . به دنبال فاش شدن این موضوع موجی از خشم و نفرت نسبت به قذافی و عمل او جهان اسلام را فرا گرفت . مردم لبنان که رهبر و مراد خود را از دست داده بودند ، از شیعه و سنی و مسیحی و دروزی ، دست به تظاهرات گسترده در محکومیت این عمل زدند و خواهان بازگشت امام خود شدند ؛ اما کار از کار گذشته بود و از آن روز به بعد هیچ اثری از او بدست نیامد .
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، مسئله ربوده شدن امام موسی صدر از روزهای نخستین در دستور کار حکومت انقلابی قرار گرفت. این موضوع در درجه اول به دلیل اهمیت و حساسیتی بود که امام خمینی روی این مسئله داشت . امام بارها و بارها از طریق کانالهای مختلف به دنبال کسب خبر از وضعیت امام موسی صدر بود و از هر فرصتی برای بیان این تأثر و نگرانی استفاده می کرد. با این حال انکارهای دولت لیبی تا به امروز ادامه یافته است. در خلال این ۳۲ سال گاهی خبرهایی از حیات امام موسی صدر منتشر شده است که امید زنده بودن ایشان را در نزد دوستداران تقویت کرده و آنها را به تلاش مضاعف تشویق کرده است. در اواسط دهه شصت یک مهندس انگلیسی که به تازگی از بند زندان های لیبی رها شده بود ، خبر از یک زندانی ویژه با مشخصات سید موسی داد که در زندانی در جنوب لیبی تحت حفاظت و نظارت شدید قرار دارد ، در همان زمان قطعه فیلم کوتاهی از امام موسی صدر برای برادرشان مرحوم آیت ا… سید رضا صدر فرستاده شد که سید موسی را در میان محافظان پر شمار و با محاسنی کاملا سفید در یک زندان عربی نشان می داد . پس از این اطلاع تا بیش از یک دهه دیگر خبری از وضعیت او به گوش نرسید تا اینکه در سال ۱۳۸۰ گروهی از زندانیان لیبیایی آزاد شده ، خبر از مشاهده او در زندان ابوسلیم شهر طرابلس دادند و عنوان داشتند که وی رمضان همان سال به نقطه نا معلوم دیگری منتقل شده است . این خبر که بر روی پایگاه اینترنتی جبهه نجات ملی لیبی در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۰ جای گرفت ، امید به حیات امام موسی صدر را به شدت تقویت کرد و دوستداران او را به تحرک بیشتر واداشت . در همان سال شکایت رسمی خانواده صدر و همسران محمد یعقوب و عباس بدرالدین ( همراهان او ) به دادگاهی در لبنان تحویل داده شد و نسبت به قذافی اعلام جرم گردید و این پیگیریها تا به امروز ادامه یافته است . اکنون با گذشت ۳۲ سال از ربوده شدن سید خوش سیمای ایرانی، راه او، کلام او و هدف او بزرگترین مقاومت ممکن را در برابر رژیم صهیونیستی شکل داده است. حزب ا… در لبنان، شجره طیبه افکار و اندیشه های سید موسی صدر است که با تلاش شاگردان مجاهدش امروز به بار نشسته و نوید آزادی قدس شریف را به وسیله مؤمنین، همان گونه که در شأن و شرف این مکان مقدس است، در گوش مسلمین طنین انداز کرده است و این میراث راستین اندیشه های امام موسی صدر است، هر چند او امروز در میان ما نیست.
۱-امام موسی صدر امید محرومان ،عبدالرحیم اباذری
۲-صحیفه نور، مجموعه سخنرانی ها و نوشتارهای امام خمینی (ره) ۳-سایتwww.imamsadr.ir